وقف و عاشورا
وقف و عاشورا
همزمانی این ایام با سالگشت نهضت مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) فرصت مناسبی برای
طرح یکی از موضوعات مهمّ وقفی است. با مروری کوتاه به وقفنامهها و
موقوفات، اهداف و نیّات متعدد و گوناگونی به چشم میخورد و در این میان
بیشترین و وسیعترین موقوفات به عزاداری سیّد مظلومان حسینبن علی(ع) اختصاص
یافته است و طبق آمار سازمان اوقاف و امور خیریه بیش از 50 درصد موقوفات
کشور ایران به این انگیزه تعلق دارد.
ممکن است این تصور به ذهن برخی خطور کند که آیا بهتر نبود واقفین اینگونه
موقوفات، نیازهای اساسی و مبتلابه جامعه را در نظر میگرفتند تا درآمد
حاصل از آنها به جای صرف در اطعام و عزاداری صرف حلّ مشکلات اقتصادی و
رفاهی مردم میشد؟ البته توجهدادن واقفین و افراد خیّر به این نکته که در
نحوه انجام خیرات و مبرّات، مقتضیات زمان و احتیاجات واقعی جامعه را درنظر
بگیرند خود مطلبی است درخور و بسیار ضروری و حائز اهمیّت که در مقالهای
جداگانه مفصّلاً به آن خواهیم پرداخت و ضررهایی را که از ناحیه بیتوجهی
به این نکته مهمّ عاید جامعه شده است گوشزد خواهیم کرد، ولی این بدان معنی
نیست که احیای عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) کاری اساسی نیست و صرف اموال و
موقوفات در این راه، زائد، تکراری و کماهمیت است، زیرا زنده نگهداشتن
عاشورا و هرچه پرشورترداشتن این حماسه بینظیر تاریخ از اساسیترین امور و
حیاتیترین مسائل اجتماعی و فرهنگی ملتهای اسلامی است. مردم روشن و آگاه
جامعه ما با هدایت و راهنمایی بزرگان دین دریافتهاند که عاشورا به مثابه
جوهر پویایی دین مایه اصلی قوام و ماندگاری آن است. ازاینرو برپاداشتن
پرچم عزای حسین و احیای مکتب عاشورا از طریق وقف اموال و املاک و یا هر
طریق دیگر در حقیقت برافراشتهداشتن پرچم توحید و مکتب رهائی بخش اسلام
است.
اسلام منهای عاشورا مکتب بیتحرّکی است که نه توانایی تسخیر دلهای مشتاق و
جذب تشنگان حقیقت را به کوثر زلال اسلام دارد و نه قادر به دفاع از خود در
برابر تهاجم فرهنگهای الحادی است.
در اسلام بیعاشورا پایبندی به ظواهر دین تا جایی که ضرر مادی و جـانی به
همراه نداشته بـاشد مقبـول است و از محتوای غنی و انسانساز قرآن در آن
خبری نیست. این همان اسلامی است که در زمان نزدیک به صدر اسلام با نام
اسلام اموی و در روزگاری دیگر با نام اسلام شاهنشاهی و در عصر حاضر به
تعبیر اسلامشناس بزرگ عصر غیبت حضرت امام خمینی(ره) با نام اسلام امریکائی
شناخته میشود.
بیشک
هدف حسینبن علی(ع) از قیام خونینش با آنکه میدانست خود و یارانش که
شایستهترین افراد روی زمین بودند به شهادت خواهند رسید و خاندانش به اسارت
خواهند رفت تنها توجهدادن مردم به برخی از احکام ظاهری و دعوت آنان به
نماز و روزه نبود، چرا که جامعه آن روز در این حدّ آشنایی و پایبندی
داشتند، بلکه آن نهضت بینظیر و شگفتانگیز برای بازشناساندن اسلام واقعی
از اسلام صوری و به منظور احیای اسلام ناب محمّدی در برابر اسلام تحریفشده
اموی بود. مسلما آنجا که هدفی اینچنین والا و بزرگ در پیش باشد تحمل
خسارتهای فراوان و قربانیشدن شخصیتهایی بیمانند همچون حسینبن علی(ع)
آسان مینماید. [ صفحه 5]
مبارزه نابرابر و مقابله دلیرانه حسین بن علی(ع) تا پای جان که منجر به
فاجعه عظیم و دلخراش کربلا گردید، این درس بزرگ را به مسلمانها آموخت که
حفظ کیان اسلام و دفاع از مرزهای عقیده و ایمان از اوجـب واجبات است و آن
را ارزش و اهمیّـت بدان پایه اسـت که بجاست بهترین انسانهای هر عصـر خود را
قربانی تحقق آن کنند؛ اگـرچه بدانند در کوتاهمـدت به این هدف نایل
نخواهند شد. نهضت اسلامی ایران نیز که در عصر حاضر عمیقترین و شورانگیزترین
حرکت انقلابی جهان محسوب میشود، تحت تأثیر شعارهای عاشورا و هـدف بزرگ آن
پدید آمد. بنیانگذار این نهضت مقدس ـ امام خـمینی(ره) ـ حرکت خـود را در
عاشورای سال 42 با این جمله که «الان عصر عاشورا است...» آغاز کرد و پانزده
خرداد که نقطه عطف انقلاب اسلامی است، نتیجه همان سخنرانی و مصادف با 12
محرم و یکی از آثار عاشورای حسینی بود. امام در کلامی تاریخی و جاودانه به
رمز اعتبار پانزده خرداد اشاره کرده و فرمودند: «پانزده خرداد باید در پناه
قضیه بزرگ عاشورا زنده بماند.» بنابراین اگر شهدای پانزده خرداد و انقلاب
اسلامی و دفاع مقدس را همسنگران شهدای کربلا بنامیم سخنی به گزاف
نگفتهایم، چرا که در هدف و مرام و مقصد یکی بودند و آن عبارت از تحکیم
پایههای عزّت و حریّت دینی و دفاع از آرمان نبوت و امامت بود. این
دلیرمردان با اقتدا به سالار شهیدان برای حراست و پاسداری از اندیشههای
حیاتبخش عاشورا از همه چیز خود گذشتند و میراث جاودانی غیرت و حمیّت دینی و
صلابت مکتبی را برای نسلهای آینده به ارث گذاشتند؛ بنابراین پیروزیهایی
را که نصیب ملّت بزرگ ما شده است نباید به حساب فرد یا جمعیت و دسته و
گروهی گذاشت، بلکه در تحلیلی منصفانه باید اعتراف کرد که همه این آثار از
وجود پربرکت امام حسین(ع) و روز عاشوراست و با این حساب 22 بهمن نیز یکی از
ثمرات وجودی روز عاشوراست و قیام جهانی حضرت مهدی(عج) و پیروزی آن حضرت
نیز جلوه کاملی از پرتو خورشید عاشورا خواهد بود و همین است که آن بزرگوار ـ
بر اساس روایات ـ در اولین روز قیام خود از حسین(ع) و ماجرای جانسوز
عاشورا یاد خواهد کرد.
بنابراین بزرگداشت قضیه عاشورا و احیای عزاداری حضرت سیدالشهدا از اهمّ
وظائف مسلمین و مایه بقا و عزّت اسلام است و برای تحقق این هدف بزرگ جامعه
بیدار شیعه در گذشتههای دور و نزدیک بیشترین موقوفات را به این امر مهم
اختصاص داده است، بهگونهای که میان دو نماد ارجمند «وقف» و «عاشورا» هم
به دلایل غایی و اعتقادی و انگیزشی و هم به دلایل تاریخی و اجتماعی پیوندی
ماندگار و ناگسستنی برقرار گشته است و زبان اسناد وقف و سنّت عاشورا گویای
این پیوستگی است، محرّم انگیزه وقف و وقف مایه تعظیم شعائر محرم است؛ چنان
که شاهدیم همهساله اموال بسیاری در شهرها و روستاها به دستِ دستاندرکاران
این گونه موقوفات صرف مراسم اطعام، ذکر مصائب و عزاداری سیّدالشهدا(ع)و
رسیدگی به فقرا و ضعفا میشود و بر این اساس وقفنامههای بسیار زیبایی که
مضمون آن وقف برای عزاداری است از سرانگشت هنرمندان ایرانی پدید آمده است
که شماری از این قبیل وقفنامهها در آرشیو سازمان اوقاف موجود است و به
یاری خدا با کیفیتی مطلوب در صفحات رنگی این فصلنامه بهتدریج ارائه خواهد
شد.
منبع:میراث جاویدان