وقف در سيره نبوي

بسم الله الرحمن الرحیم

 

" یا ایها الذین آمنوا  انفقوا مما رزقناکم  من قبل ان یاتی یوم  لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه"

ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم، انفاق کنید، پیش از رسیدن روزی که در آن روز (قیامت) نه داد و ستدی است و نه دوستی و واسطگی (و هیچ کدام به کار نمی آید)

(سوره بقره؛ آیه 254)


" المال و البنون زینه الحیاه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا "

(سوره کهف، آیه 46)

 

 

یادگاری بعد مرگ 1

عن هشام بن سالم عن ابي‏عبدالله (ع) قال:

ليس يتبع الرجل بعد موته من الأجر الا ثلاث خصال: صدقة اجراها في حياته فهي تجري بعد موته

و سنة هدي سنها فهي يعمل بها بعد موته، او ولد صالح يدعو له.

به نقل از هشام بن سالم از امام صادق (ع):

پس از مرگ آدمي چيزي (از زندگي) بدنبال نمي‏رود بجز سه خصلت: صدقه‏اي که خود در مال زندگي آنرا جاري کرده و پس از مرگش نيز جاري باشد، و روش پسنديده و هدايت‏گري که پس از مرگش بدان عمل شود، يا فرزند شايسته‏اي که براي او دعاء کند.

منبع: وسائل الشيعه، جلد 6 ، صفحه 292 .

 

ادامه نوشته

احادیث وقف

وَالباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَواباً وخَیرٌ أمَلاً (1)
و نیكى‏هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و امیدوار كننده‏ تر است.
پیامبر صلى الله علیه وآله: إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلّا مِن ثَلاثٍ: إلّا مِن صَدَقَةٍ جاریَةٍ أو عِلمٍ یُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ یَدعُو لَهُ؛ (2)
با مرگ انسان، رشته عملش قطع مى‏شود، مگر از سه چیز: صدقه جارى (وماندگار)، دانشى كه مردم از آن بهره ‏مند شوند، و فرزند نیكوكارى كه برایش دعا كند.
امام على‏ علیه السلام: الصَّدَقَةُ و الحَبسُ ذَخیرَتانِ فَدَعُوهُما لِیَومِ هِما؛ (3)
صدقه و وقف دو ذخیره ‏اند، آنها را براى روز خودشان (قیامت) وانهید.
امام صادق ‏علیه السلام: تَصَدَّقَ رَسُولُ اللَّهِ‏ صلى الله علیه وآله بِأموالٍ جَعَلَها وَقفاً؛ (4)
پیامبر خدا اموالى را صدقه داد و آنها را وقف كرد.


امام صادق ‏علیه السلام: قَسَمَ رَسولُ اللَّهِ‏صلى الله علیه وآله الْفَی‏ءَ فَأصابَ عَلِیّاً أرضٌ فَاحتَفَرَ فِیها عَیناً فَخَرَجَ مِنها ماءٌ... فَقالَ: هِیَ صَدقَةٌ بَتّاً بَتْلاً فی حَجیجِ بَیتِ اللَّهِ و عابِرِ سَبیلِهِ

لاتُباعُ و لاتُوهَبُ و لاتُورَثُ؛ (5)
پیامبر خدا غنایم را تقسیم كرد. قطعه زمینى به على رسید. على در آن زمین چشمه‏اى حفر كرد و چشمه به آب رسید... حضرت فرمود: «این صدقه (و وقفى) است كه آن را به طور قطعى (از ملك خویش) جدا كردم و به حاجیان خانه خدا و در راه‏ ماندگان حجّ، مخصوص گردانیدم؛ نه فروختنى است، نه بخشیدنى و نه ارث بردنى.

پی نوشتها:

1- كهف، آیه 46.2- میزان الحكمه، ح 14287.
3-  دعائم الإسلام، ج‏2، ص‏340.
4- همان، ص 341.
5- تهذیب الأحكام، ج‏9، ح 148

منبع: كتاب آیینه یادها

احاديث باب وقف

در باب وقف احاديثي که در آنها واژه صدقه و بر وارد شده است فراوان است و در کتب حديثي، فقهي و اخلاقي شيعه و سني زياد به چشم مي‏خورد. از جمله در وسائل‏الشيعه جلد بيست و هشتم باب وقف،احاديث بسياري هست که فقها به مضامين آنها فتوا داده‏ا ند. ولي احاديثي که بنا به تأکيد ما کلمه‏ وقف در آنها آمده باشد اندک است و مي‏توان آن را در مورد ذيل شمرد:

1.  هفده حديث در وسائل در فصل‏هاي مختلف باب وقف ؛

2.  يک حديث در تهذيب

3. یک حديث در بحارکه از خصال نقل کرده و در وسائل نيز به آن اشاره شده است، ولي در بحار چنين است: «او صدقة موقوفة لاتورث» و در وسائل که از کافي نقل کرده آمده است: «او صدقة مبتولة لاتورث» و «مبتولة» به معناي مقطوعه است.

وقف در کتب معتبر اهل سنت

در کتاب‏هاي حديثي اهل سنت و جماعت نيز چند حديثي در مورد وقف ثبت شده است. گرچه اين احاديث به لفظ وقف نيست، ولي فقهاي اهل سنت آن احاديث را حمل بر وقف کرده‏اند و از جمله‏ي آنها همان است که پيامبر اکرم (ص) به عمر فرمود: «حبس الأصل و سبل الثمرة» و لذا از وقف در بعضي موارد تعبير به «حبس» و در بعضي جاها تعبير به «وقف» مي‏کنند. بعدا درباره‏ي احاديث اهل سنت و گفتار فقهاي ايشان بحث خواهد شد.

وقف در کتب فقهي شيعه

در سنه‏ هاي 100 تا 150 فقه تدوين شد و علما به نوشتن کتاب‏هاي فقهي پرداختند اگر چه کتاب‏هاي چنداني در اين دوران نوشته نشده و يا در دست نيست، مخصوصا به دست شيعه که در دوران اختناق شديدي که بني‏اميه ايجاد کرده بودند زندگي مي‏گذرانيد. بلي در اوايل سده‏ي دوم هجري عمر بن عبدالعزيز به نقايص موجود در باب فقه پي برد و به فرماندار خود در مدينه، ابوبکر بن محمد بن عمر بن حزم نوشت: «آنچه از احاديث پيامبر وجود دارد، گردآور و آنها را بنويس. من مي‏ترسم علم و دانشمندان از ميان بروند». محمد بن مسلم بن شهاب زهري که در گردآوري سنت در بين بزرگان آن دوره ممتاز گشتو احاديثي را گرد آورد. پيش از آن ابورافع که از ياران علي (ع) و ارادتمندان به او بود کتاب السنن و الأحکام و کتاب القضايا را گرد آورده بود و او در ميان شيعه نخستين کسي بود که احاديث فقه را جمع کرد و احکام را مدون ساخت. در ميان مردم فتوا مي‏داد و حلال و حرام را به آنها مي‏آموخت.
دانشمندان شيعه آنچه را از امامان خودشان دريافته و خود نيز به آن رسيده بودند در رساله‏هايي گردآوري کردند که به چهارصد رساله رسيد و با عنوان «اصول اربعمأة»خوانده مي شد. به يقين در آن رساله‏ها احاديثي که در باب وقف رسيده بود وجود داشت، زيرا هنگامي که فقهاي بزرگوار شيعه اين رساله‏ها را در يک يا چند کتاب جمع‏آوري کردند که کتب اربعه‏ي شيعه را به وجود آورد، همان احاديث بود که در ابواب مختلفه‏ي فقه و از جمله در باب وقف نوشته شد. اکنون از چند نفر از دانشمندان شيعه که در کتاب‏هاي خود، چه حديثي و چه فقهي، باب وقف را آورده‏اند و از علماي اوايل به حساب مي‏آيند که دست به تدوين زده‏اند ياد مي‏نماييم:

ادامه نوشته